دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داستان کوتاه ... دیدگاه ....

1390/10/11 - 20:44 در دوره
1 ديدگاه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

کودکي با پاهاي برهنه بر روي برفها ايستاده بود

و به ويترين فروشگاهي نگاه مي کرد

زني در حال عبور او را ديد .
او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد
و گفت: مواظب خودت باش
کودک پرسيد: ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟
زن لبخند زد و پاسخ داد:نه
"من فقط يکي از بنده هاي خدا هستم "

کودک گفت:مي دانستم" با او نسبت داريد "

14 سال و 8 ماه و 21 روز و 19 ساعت و 45 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)