دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

nazanin
nazanin
miss_nazli

می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز وچه کس بنویسم؟؟ ازتوکه بی رحمانه مراتنها گذاشتی یاازخودم که چون تک درختی درکویرخشک مجبوربه زیستن هستم... ازتو بنویسم که قلبت ازسنگ بودیاازخودم که شیشه ای بی حفاظ بودم؟؟ ازچه بنویسم؟؟ازدلم،یاازنگاه غریبه ات که بانگاهم آشناشد؟؟ ازچه بنویسم؟؟ شایدازاین که زوددلبسته شدم وازهمه وابستگی ها بریدم تاتوراداشته باشم یا شایدهم گناه رابه گردن چشمان من بگذارندکه هیچ وقت جز تو راندید... چون ازانتخابش پشیمان نشده بود. عشقم راحلال کردم تاجان توراآزادکنم. که شایددوری موجب دوستی بیشترمان بشودوتومعنای دوست داشتن رادرک میکنی اماهیهات...که توآن رادرقلبت حس نکردی ومعنایش راندانستی... انتظاربازآمدنت بهانه ای برای های های گریه های شبانه ام شده وعلتی برای چشم به راه دوختن وازآتش غم سوختن ودیده به در دوختنم... اماامشب مینویسم تاتوبدانی که بایادآوری خاطراتمان چشمانم پرازاشک میشود. باورکن... اگربازگردی به تونیزثابت خواهم کردم... همیشه بی تو تنهایم

1390/10/12 - 12:53
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)