دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

صحنه خیلی دلخراش و ناخوشایند بود .. پلیس، قاضیه ثبت گزارش مرگ، عکاس و همه ی عواملی که بلای سرِ جسد حاضر بودن .. حتی پزشک قانونی از دیدن این صحنه در خلسه بودن .. تنها صدایی که وجود داشت صدای چیک چیکِ دوربینِ عکاس بود .. پلیس به طرف مردی رفت که نامه ای خونی شده در دست داشت و مات و مبهوت، با نگاهی که روی جسد خشک شده بود روی زمین زانو زده بود.... بود .. متن نامه این چنین بود : همیشه میگفتی هر چی بخوای برات فراهم می کنم ... هر چی می خوای برات میخرم تا قلبت رو بدست بیارم. حالا که دقت میکنم میبینم به هر آنچه که مادی بود و می خواستم رسیدم یعنی برام فراهم کردی... پس قلبم برای همیشه مالِ تو.... با اینکه بارها به هر زبان و ترفندی بهت گفتم ولی هیچ وقت نفهمیدی چیزی که تو باید بدست می آوردی دلم بود نه قلبم ..... دلِ من خریدنی نبود ..(اقایون توجه کنند..عبرت بگیرن)

1390/10/12 - 23:29 در بروبکس توییت

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)