دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شراب خواستم. گفت : " ممنوع است " آغوش خواستم. گفت : " ممنوع است" بوسه خواستم. گفت : " ممنوع است " نگاه خواستم. گفت: " ممنوع است " نفس خواستم. گفت : " ممنوع است " حالا از پس آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه ، با یک بطری پر از گلاب ، آمده بر سر خاکم و به آغوش می کشد با هر چه بوسه ، سنگ سرد مزارم را چه ناسزاوار عکسی را که بر مزارم به یادگار مانده ، به آرامی اشک می ریزد . تمام تمنای من اما سر برآوردن از این گور است تا بگویم هنوز بیدارم. سر از این عشق بر نمی دارم

1390/10/14 - 19:04
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)