خطا گفتم، خطا گفتم تو کی همرنگ و همدرد منی ای باغ پائیزی ؟! ترا در پی بهاری هست ـ امید برگ و باری هست همین فردا ـ رخت را مادر ابر بهاری گرم میشوید ـ نسیم باد نوروزی ـ تنت را در حریر یاس می پیچد ـ بهارین آفتاب ناز فروردین ـ بر اندامت لباس برگ میپوشد ـ هنرور زرگر اردیبهشت از نو ـ بر انگشت درختانت نگین غنچه میکارد ـ و پروانه، می شبنم ز جام لاله مینوشد ـ دوباره گل بهر سو میزند لبخند ـ و دست باغبان گلبوته ها را میدهد پیوند . در این هنگامه ها ابری بشوق این زناشودی ـ به بزم گل، تگرگ ریز، جای نقل میپاشد ـ و ابری سکه باران به بزم باغ میریزد درختان جشن می گیرند ز رنگارنگ گلها میشود بزمت چراغانی وزین شادی لبان غنچه ها در خنده میآید بهاری پشت سر داری ـ تو را دل شادمان باید
1390/10/16 - 16:07 در
دوره