دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادمه این آخرها چشم های تو تر میشد.غنچه های باغچه روز به روز کمتر میشد،شب به شب کار تو گریه بود و شب بیداری،من حس میکرم یه حرفی تو چشم هات داری،من میدونم گل های باغچمون چی میشد،میدونستم چشم های تو قسمت کی میشد،گفتنش سخته ولی به من خیانت کردی،با گل های باغچمون به دست هاش عادت کردی.من میدونم.....

1390/10/18 - 21:34
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)