دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@aynor تقویم سالها قبل را رقم میزنم بالای آن نوشته بود: حرفای دلتنگی چند صفحه ای نوشته بودم آخرش نوشته بودم .یکی بود یکی نبود .زنی بود که به جای آبیاری گل های بنفشه . پختن کلوچه به جای دم کردن چایی دائم می نشست توی بالکن خونه وکتاب می خوند.می شنوی برای بیان عشق کدام را باید خواند.شیمی ، فیزیک ؛تاریخ نه... هیچ کس نمی تواند عشق را بنویسد حتی بزگترین نویسنده ها. عشق که شروع شد دیگه مال خودم نبودم شدم مثل یک ابر که میل به بارش داره ؛ مثل گل که تشنه ی عطر افشانیه ؛ مثل بلبل که بی تابه خوندنه مثل رودخونه که فرمانش به رفتنه پس رها شدم رها... که این خوده عشقه.

1390/10/21 - 01:24
1 ديدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)