دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@aynor یادت هست من برای تو شعر میخوندم توبرای من، بارها گفته ام من شاعر نبودم چشمان تو شاعرم کرد من درفراقت اشکها ریختم وپنهانی ترین شعرهایم را برای توسرودم.یادت هست آن روزها همه چیز آبی بود ومن وتو چقدر رنگ آبی را دوست داشتیم. مدتها بود که بغضم را روی کاغذ نریخته بودم .می دانی رنگ چشمان تو باهمه ی رنگهای دنیا فرق دارد که از دورها آمده است. مرا از چشمانت مگیر از چشمه های روشن دستانت مگیر.حتی اگر راهم اشتباه است برنخواهم گشت اگر سراب باشداگر خواب دلم به همین حوالی خوش است حتی اگر دروغ باورت می کنم که از تمامی راستی های دنیا روشن تری ودر پنجره چشمانت جز من هیچ کس نیست باورکن هیچ کس نیست .می خواهی تحقیرم کن اما من دیشب یک جاده کشیدم که آخرش تو بودی .اگر نباشی نوشتن را فراموش می کنم خندیدن را زنده بودن را همه چیز را فراموش می کنم

1390/10/21 - 01:24
4 ديدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(3 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)