دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@دریـــا ادامه بده . . .

1390/10/21 - 21:25 توسط موبایل
32 ديدگاه
دریـــا

ادامه به سمت سیاهی...آره دارم میرم پایین!

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 20 ساعت و 23 دقيقه قبل
گـلـپــری

دريا جان منظورم از ادامه بده ب حرف زدن بود ب نوشتن. تو الان تو پله١٢ وايستادي هنوزم اميد داري . هرچند كوچيك هرچند كورسو اما ب هرحال اميد داري. دنبال برگشتي. ي بهانه ميخواي براي برگشتن. دريا تا همين جاش هم با توئه. تا ته راه پله هم ك بري خدا هست. خوبي خدا ميدونى چيه؟ اين ك همه جا هست. چ بخواي چ نخواي. چ ببينيش چ نبينيش. بده بهش. هميشه هم نبايد پايين رفت و رفت و رفت. گاهى

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 45 دقيقه قبل توسط موبایل
گـلـپــری

بايد رفت و رفت ولي برگشت. . . اونجور رفتن ها دو جوره. يا وسطاي راه پاهات باهات همراهى نميكنن و با كله ميري تو سياهى و محو ميشي يا تو ي لحظه همچين دلت براي و تنگ ميشه ك دوبرابر سرعت و قدرت رو تو پاهات احساس ميكنى و بر ميگردي بالا. بالا. بالا. بالاتر. . . پله پله تا . . .

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 41 دقيقه قبل توسط موبایل
گـلـپــری

فكر ميكنى چرا بعد از ده تا پله ك رفتي پاگرد بود؟ چرا پاهات جمع كردي تو دلت؟ چون شك داري. ب رفتن. ب سياهى. ب سرپائينى. باز اين اميد رو داشتي ك بالاي پله ها هست. اما پائين پله ها حتي ديگه خودت هم نيستي همش ترسه و ترس. ترس از سياهى تاريكي. و خدا با اينكه كنارته اماهر لحظه بالاي پله ها با آغوش باز منتظرته تا برگردي.

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 37 دقيقه قبل توسط موبایل
گـلـپــری

شايد با حرف زدن و نوشتن سبك شي و اوج بگيري شايدم دونه دونه حرفا و كلماتت بشن ي وزنه و سنگينترت كنن و بكشنت پائين. جان شك كن ب سياهى ب راه. ادامه بده. ي جا واي نستا. تنت سرد ميشه. سنگين ميشه. عادت ميكنه ب پاگرد پله دهم و اونوقت ديگه ن راه پيش داري ن راه پس.

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 33 دقيقه قبل توسط موبایل
دریـــا

وای وای وای گلپری.شاید جزء معدود کسایی بودی که دقیقا فهمیدی چی گفتم.
دوست دارم
اما من اون پاگرد رو هم رد کردم....نمیدونم

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 33 دقيقه قبل توسط موبایل
گـلـپــری

دريا پاگرد زياده تو راه. بايد ببينى استفاده ميكنى و نفس چاق ميكنى ك بري پايين يا برگردي بالا.
سياهى هميشه رمز آلوده چون تاريكه چون هيچي توش مشخص نيست. چون فكر ميكنيم ي چيز خارق العاده توشه ميريم سمتش. اگه حواسمون جمع نكنيم بدجور نارو ميخوريم. چون هيچي خارق العاده تر از نيست . . .

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 28 دقيقه قبل توسط موبایل
دریـــا

من از خدا فقط ترسشو دیدم.خشمشو..که..
خنده داره اما به همه چی شک دارم.به بودنش نه میدونم هست..اما به بودنه خوبی به بودنه خودم...به همه چی

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 27 دقيقه قبل توسط موبایل
دریـــا

اینجا جایی برای من نیست چرا باید باشم....
اینحا هرگز کسی منتظره لبخنده من نبوده..چرا باید باشم.
سیاهی رو دوست ندارم اما توی جنگ بین بنده و خدا معلومه که خدا برنده است و تو نابود...اونه که منو میبره به سیاهی..چون قویتره چون همه کی دسته اونه..اما من چی!!؟

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 22 دقيقه قبل توسط موبایل
گـلـپــری

دريا نوشته هامو با دقت بخون.

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 3 دقيقه قبل توسط موبایل
گـلـپــری

دریا نفس میکشی؟؟؟ پس بدون هستی . . .
اگه جائی نداشتی اینجا نبودی. آدما تو موقعیت هایی قرار میگیرن که باید باشن. . . دریا سخته خیلی سخته دیدن و تحمل چیزهایی که آدم انتظارش رو نداره . . . ولی همیشه یادت باشه همیشه یادت باشه هرکه مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند. . .
من منتظر لبخندتم. منتظر شادیاتم. منتظر اون دریای شیطونیم.
دریا چرا فکر میکنی با خدا داری میجنگی؟ داری با نیروها و اتفاقات منفی میجنگی. با کمک خدا با همراهی خدا. با پشتیبانی خدا. چون خدا قویتره تو تا اینجا اومدی. دستت رو کشیده و کشونده تا اینجا. دستت رو از دستش رها نکن. سیاهی وقتیه که دستت تو دست خدا نباشه . . .

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 9 دقيقه قبل
دریـــا

گلپری دوستت دارم.همه چیا رو که گفتی با دقت خوندم.عزیزم من نمیخوام با خدا بجنگم اما اونه که برام همیشه جنگ درست میکنه با همه چی... خیلی چیزا دسته من نبودانتخابشون...خیلی چیزا.. اما اون انتخاب کرد و من چشم باز کردم و دنیا رو دیدم ...من دنیا رو فقط توی تلخی دیدم..توی فریادد... توی خشم..توی نفرت...اما با این همه نخواستم بد باشم غمگین باشم..همیشه به دنبال کوچکترین دلیل برای شادی بودم و خودشم میدونه!! اما اما نمیدونم چطوری بگم الان مثه یه ماشین که بنزینش خیلی وقته تموم شده و داره همینطوری زاپاس میره..دیگه اونم تموم شده...همیشه سعی کردم بخندم و غمم و تو دلم نگه دارم.گفتم اینحوری حتما اوضاع همه چی بهتر میشه..اما همیشه فقط بدتر شد.حالا دیگه اشکی هم برام نمونده!! خسته ام نه از مرز خستگی گذشتم...

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 2 ساعت و 15 دقيقه قبل توسط موبایل
دریـــا

من میخوام که بتونم من خواستم که بتونم اما وقتی از همه طرف دست و پاتو بستن اون وقت چه کنم من ضعیف بودنو دوست ندارم ناله کردنو دوست ندارم..اما عزیزم وقتی نشه وقتی نذارن وقتی نفس کشیدنتم.... نمیدونی چی میگم نمیدونی... گاهی ظاهره زندگیا خیلی عالی و ایده اله اما وای از درونشون!!! یه ضرب المثل هست که میگه خودم از داخل دشمنم از بیرون...دقیق بلدش نیستم..

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 2 ساعت و 11 دقيقه قبل توسط موبایل
./ DoostDar ./

دریایی من کوچیکتر از اونیم که بخوام حرفی بزنم..
درسته که میگی با خدا جنگی نداری..اما منی که دارم از بیرون به تو و گفته هات نگاه میکنم میفهمم که تو در برابر خدا ایستادی..نه در کنارش..
تو شرایط تو نبودم اما اینو میدونم که اول و اخر هر چیزی خداست..
بازم تلاش کن برای بالا رفتن..
حرف قشنگی زد.."دريا پاگرد زياده تو راه. بايد ببينى استفاده ميكنى و نفس چاق ميكنى ك بري پايين يا برگردي بالا.
سياهى هميشه رمز آلوده چون تاريكه چون هيچي توش مشخص نيست. چون فكر ميكنيم ي چيز خارق العاده توشه ميريم سمتش. اگه حواسمون جمع نكنيم بدجور نارو ميخوريم. چون هيچي خارق العاده تر از نيست . . ."

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 28 دقيقه قبل
./ DoostDar ./

حرفام خیلی خلاصه شد..اما امیدوارم که منظورم رو فهمیده باشی..
هرچی که میبایست گفته میشد گفت..
اینو اضافه کنم که امیدت رو از دست نده ..#هیچ-وقت .. و اینکه بعد از هر سختی یه آسایش و راحتی هست..شک نکن..

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 24 دقيقه قبل
گـلـپــری

مثالش اينه: بيرونم ديگران ميسوزونه توم خودمو. . . دريا جونم چرا تو خودت نگه ميداري غم هارو ناراحتي ها رو. نميگم هى بگي و بگي. چون بدتر ميكنه حالت رو. سعي كن كم توجه باشي بهشون. خيلي سخته خيلي. ميدونم. اما بدون اگه بخواي ميشه. كافيه بخواي. باران حس ميكنم خسته شدي. نفست داره كم مياد ولي بيا و ادامه بده. پمپ بنزين نزديكه. دوباره شارژ ميشي. راستش ي كار خيلي سخت هست نميدونم بتونى يا ن. اونم اينه ك خودت ب خودت انرژي بدي. اولش شبيه ديوونه بازياست. بعدش ك راه بيفتي يهو ميبينى شدي ي ديوار ضد ضربه مقابل ناراحتي ها. وسط غم و غصه هم شادي و ميگي ميخندي. لازم نيس غم و ناراحتي قورت

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 24 دقيقه قبل توسط موبایل
دریـــا

خواهش دوستدتر جونم.اره اول و اخر همه خداست... منم شاکیم از این اولش.... شاکیم ازش..بدجور شاکیم ازش...

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 21 دقيقه قبل توسط موبایل
گـلـپــری

بدي. در واقع ديگه راهشون نميدي. اول قدم هم اينه ك قبول كني مسيرت جاده شمال و خوش آب و هوا نيست. سخته. خلوته. خودتي و خدا و مشكلات. ولي هميشه يادت باشه

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 20 دقيقه قبل توسط موبایل
./ DoostDar ./

با همه ی وجودت قبولش کن..حسش کن..در کنارت..اوووووووونقدر اروم میشی که دیگه هیچی و هیشکی برات مهم نیس..چون میدونی که اونو داری..
حتی اگه برای لحظه ای درکش کنی ..فقط برای یه لحظه .. اونوقت اگه تا عمقِ سیاهی و تاریکی هم بری باز ترسی نداری..دیگه هیچی نمیتونه امیدت رو ازت بگیره..حتی اگه برای مدتی هم ازش دور بشی ..بازم ته قلبت میدونی که هنوزم بهش اطمینان داری..
دریایی من اینو تجربه کردم..

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 17 دقيقه قبل
دریـــا

دوستدار از امید متنفرم.امیدی وجود نداره.فقط مثه زنده کردنه یه مرده است و دوباره کشتنش.امید دروغه سرابه...
اره همون گلپری بیرون مردمو سوزونده ...... اخ مثله زندگیه منه...من خودم خیلی وقتا گفتم این خرفارو واسه خیلیا ولی تنها الانه که میفهمم چقد از شنیدنش تلخ میشدن...گلپری اینحا کویره..یه کویره بزرگ...دادم بزنی کسی صداتو نمیشنوه چه به یه پمپ بنزین سره راه.چه برسه به یه واحه برا نفس گرفتن...اینحا هیچی برای ادامه نیست... نمیدونم ..واقعا نمیدونم

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 15 دقيقه قبل توسط موبایل
گـلـپــری

دريا همه شاكي هستن و راه ب جايي نبردن بيا سعي كن با شاكر بودن كارت پيش ببر. من خيلي وقتا تو اوج مشكلات زندگي و حتي بعد از هر اتفاق بدي ميگم . باورت نميشه اما عين آب روى آتيشه. جون آدم آروم ميگيره. اين ي جنبش اينه ك ك بدتر از اين ميشد بشه و نذاشتي. باور داشته باش ك مشكلاتت بهتر از خيلياست در عين حال ك از خيلي هاي ديگه بدتره.

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 14 دقيقه قبل توسط موبایل
گـلـپــری

دريا راه پيش روت راه زندگيته بري. حالا دست خودته اين رو چطور طي كنى. . . اگه سرابه ك نيست ، تو ب اميد دستيابي ب اون سراب برو جلو. سراب ي جايى ي وقتي ك انتظارش رو نداري برات ميشه واقعيت. . . ولي يادت باشه سراب تو سياهى ديده نميشه. تو سياهى هيچي ديده نميشه. . . هيچي . . .

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 9 دقيقه قبل توسط موبایل
./ DoostDar ./

دریایی نمیخوام با حرفام فقط ارومت کنم..دلم میخواد بهشون برسی..واقعا شدنیه..
خیلی وقتا ما ادما میگیم توکل میکنیم ..ولی از طرفی هم خیلی نگرانیم..
این اسمش توکل نیس..چون اطمینان نداریم..
هم درست میگه..شکر گزاری خیلی میتونه کمک کنه..
با این حرفت که میگی"اینحا کویره..یه کویره بزرگ...دادم بزنی کسی صداتو نمیشنوه"
داری وجودش رو نقض میکنی.. .دریا گلی هنوز مطممئن نیستی که باهاته و تنها نیستی..

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 7 دقيقه قبل
دریـــا

همینه دیگه اخر سره همه غصه هات باید بترسی که یه وقت چیزی نگی که خدا خشمش بگیره و بدتر سرت بیاره......آآآآه... بعد میگم بنده ی بی دفاع بدبخت میگین نگو..

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 6 دقيقه قبل توسط موبایل
./ DoostDar ./

دریایی باید به خودت بقبولونی که اینی که هست یه واقعیته..باید خودت رو محکم کنی در برابرش..باید بایستی..وقتی که قبول کردی و پذیرفتی اونوقته که دیگه خودت رو باهاش وفق میدی..
مبادا به عدالتش شک کنی..مبادا به بودنوش شک کنی..
میگی هست ولی با من نیست..امامن میگم اون تورو تو آغوشش گرفته..

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 4 دقيقه قبل
./ DoostDar ./

کی میگه نگو
باهاش حرف بزن
گله کن ازش
دردو دل کن
براش گریه کن
از تلخی های زتدگیت بگو
به قرآن قسم که آروم میشی

14 سال و 8 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 3 دقيقه قبل
دریـــا

از هردوتاییون یه دنیا ممنونم.
اما طول میکشه تا تصمیم بگیرم پایین تر برم یا برگردم بالا.نمیدونم اصلا روزی به اعتقادات گذشته ام برمیگردم یا نه... نمیدونم.اما از هردوتان خیلی خیلی زیاد ممنوم

14 سال و 8 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 25 دقيقه قبل
./ DoostDar ./

خواهش گلی..
زیاد فکر کن..خلوت کن با خودت و خدار خودت..به نتیجه میرسی..

14 سال و 8 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 24 دقيقه قبل
گـلـپــری

آخ آخ دوستدار راست ميگه اين خلوته يعنى معجزه ميكنه ها. حرف بزن با خودت و خودش .

14 سال و 8 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 21 دقيقه قبل توسط موبایل
دریـــا

خیلی وقته پیشا خلوت های زیادی داشتیم با هم!!! میرفتم یه جای دور ساکت و خلوت تو خونه باهاش دو سه ساعتی حرف میزدم..داد میزدم..بغض میکردم...التماس میکردم..قهر میکردم... اما حالا دیگه حس حرف زدن ..خلوت کردن و...ندارم... نمیدونم ته اش چی میشه نابود میشم یا....
تصمیم گرفتم یه مدتی اصلا فکر نکنم.به هیچی.برا همین میخواستم کوه بشم!!

14 سال و 8 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 10 دقيقه قبل
گـلـپــری

از روح خودش تو وجود ها دميده ك نباشن.

14 سال و 8 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 1 دقيقه قبل توسط موبایل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)