دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رفته بودم سر حوض ، تا ببینم شاید عکس تنهایی خــود را در آب آب در حــوض نـبــود ماهیان می گفتند : هیچ تقصیر درختان نیست ظهر دم کرده تابستان بود پسر روشن آب لب پاشویه نشست وعقاب خورشید ، آمد او را به هـــوا بـرد کـه بـرد به درک راه نبردیم به اکسیژن آب روزنی بود به اقرار بــهــشــت تو اگر در تپش باد خـــدا را دیـدی همت کن و بگو : ماهی ها حوضشان بــی آب اسـت باد می رفت به سروقت چــنـــار من به سر وقت خدا می رفتم . ( سهراب سپهری )

1390/10/22 - 11:08 در سهراب سپهری
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)