دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@meysam شبي از روي مستي مي گذشتم از دم ويرانه اي به ناگه چشم مستم خيره شد بر خانه اي لنگ لنگان پيش رفتم تا کنار پنجره ناگهان ديدم صحنه ي ديوانه اي پدري کور و عليل - مادري مات و مبهوت - پسرک از سوزسرما دندان به لب...دختري مشغول عيش و نوش با بيگانه اي !! زان پس لعنت فرستادم به خود تا دگر مست نروم سوي هر کاشانه اي! تا نبينم دختري عفت فروشد بهر نان خانه اي

1390/10/23 - 22:26
2 ديدگاه
meysam

بسیااااااااااااااااااااااااار زیبااااااااااااااااااا ممنون

14 سال و 8 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 43 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)