دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

majid
majid
mjmaleki

ناگزیر از سفرم ، بی سر و سامان چون باد به " گرفتار رهایی " نتوان گفت آزاد کوچ تا چند ؟ مگر می شود از خویش گریخت " بال " تنها غم غربت به پرستوها داد اینکه مردم نشناسند تو را غربت نیست غربت آن است که یاران ببرندت از یاد عاشقی چیست ؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر؟ نه من از قهر تو غمگین ، نه تو از مهرم شاد چشم بیهوده به آیینه شدن دوخته ای اشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد

1390/10/24 - 13:49
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)