دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پسرک چوبی عاشق دختر کبریتی شده بود و خیلی هم دوستش داشت . از هیکل قشنگش خوشش می اومد و با خودش فکر میکرد که اون چه پر شور و حرارته . ولی مگه ممکنه یه شعله برای یه تیکه چوب و یه کبریت روشن بمونه ؟ آخرش این شعله کار خودش رو می کنه . همونطور که پسرک قصه ما رو سوزوند .

1390/10/24 - 19:45
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)