دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دختر کور رو به پسر می کنه و میگه : کاش من کور نبودم و میتونستم تو رو ببینم . پسر میگه : نگران نباش ، من به تو قول میدهم که چنین روزی فرا خواهد رسید . مدت ها بعد ، یه نفر پیدا میشه که چشماش رو اهدا کنه . مدتها بعد که دختر کاملا" خوب شده بود ، با پسر قرار گذاشت که همدیگر رو ببینند . دختر وقتی ا ون روز سر قرار حاضر شد ، یه پسر کور رو دید . اون لحظه بود که سر پسر فریاد کشید و گفت گه نمیخوام ببینمت . پسر هم سرش رو انداخت پائین و گفت : رفتی ولی مواظب چشمام باش .

1391/02/31 - 17:24
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)