دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

منتظر نباش كه شبي بشنوي ، از اين دلبستگي هاي ساده دل بريده ام ! كه عزيز باراني ام را ، در جاده اي جا گذاشتم ! يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم ! توقعي از تو ندارم ! اگر دوست نداري ، در همان دامنه ي دور دريا بمان ! هر جور راحتي ! باران زده ي من ! همين سوسوي تو از آن سوي پرده ي دوري براي روشن كردن اتاق تنهاي ام كافي است ! من كه اين جا كاري نمي كنم ! فقط گهگاه گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم ! همين ! اين كار هم كه نور نمي خواهد ! مي دانم كه به حرفهايم مي خندي ! حالا هنوز هم وقتي به تو فكر مي كنم ، باران مي آيد ! صداي باران را مي شنوي ؟

1391/03/01 - 16:57
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)