دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کودکی با پاهای برهنه بر روی برفها ايستاده بود، و به ويترين فروشگاهی نگاه می کرد؛ زنی در حال عبور او را ديد، او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد و گفت: مواظب خودت باش ! کودک پرسيد: ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه ! "من فقط يکی از بنده های خدا هستم " کودک گفت: می دانستم" با او نسبت داريد !

1391/03/06 - 01:32
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)