دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چن سال بود با ترس ولرز کارش همین بود ... تو انباری یواشکی مواد میکشید که زنش رسیدو شروع کرد به داد بیداد کردن ... بعد از این که زنشو حسابی کتک زد بساطشو برداشت آورد تو اتاقو نشست با خیال آسوده تا میتونست کشید ... از اون به بعد زنش زحمت تهیه ی سوروسات آقارو میکشه ... آخرشم چای و پذیرایی و تمیز کردن ... کاش کور میشدیو نمیدیدی ...

1391/03/06 - 19:09 در چهار راه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)