دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پسر :..... تو به من خنديدي و نمي دانستي ......من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم ......باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد....... غضب آلود به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك .......و تو رفتي و هنوز، سالهاست كه در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم...... و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت !

1391/03/11 - 01:06
بدون دیدگاه

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)