دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پسرک رقصيد... دخترک مي خنديد... پسرک جست و دويد... سيب زرد را چيد.... شاخه اي در زير پايش لغزيد... ناگهان خورد زمين... خوني از دست پسر جاري شد... سيب زرد پسرک قرمز شد.... افسوس... دخترک هيچ نديد... ناگهان فرياد زد.... سيب قرمز چيدي !!! تو که ميدانستي عاشق سيب زرد بودم من.... دخترک رفت و ديگر پسر او را نديد.... پسرک ماند و يک حسرت نا ممکن.... خون دست من اگر بيرنگ بود.... دخترک الان اينجا بود.... واي برمن!!!

1391/03/12 - 12:28
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)