دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

naznazi
naznazi
demure-girl

بابا هه بچهاشو جمع كرده بود تعريف ميكرد اون روزا براي ما يه جفت كفش ميخريدن ميرفت تا سال اينده حالا شما سالي سه چهارجفت دارين ما كتابا مونو تو پلاستيك ميزاشتيم ميرفتيم مدرسه شما كيف دارين كوله دارين غذا ها كه شما ميخوريد اون روزا نبود . . . . هي داشت از نبودا ميگفت كه بچه كوچيكه گفت. پس بابا بايد خوشحال باشي كه داري با ما زندگی ميكني مگه نه

1391/03/12 - 17:26
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)