بچه ها یه اعتراف می خام بکنم...لتفن فقط سوال نپرسین...حرفم جدیه یه بار پول یه پیرمرد رو بالا کشیدم.400 هزار تومن...5 سال قبل... اونقدی عذاب وجدان گرفتم که حدی نداشت...مدتها بود اذیت بودم...افسردگی گرفتم به خودا...تا این که تصمیم گرفتم پیداش کنم و پولشش رو بهش برگردوم و ازش حلالیت بگیرم...نمی تونستم بار گناه رو تحمل کنم. به بدبختی پیداش کردم...خعلی مرد گلی بود...منو بوسید..خعلی پیشش گریه کردم..منوخعلی راحت بخشید...انگار هزار تن بار از رو شونم برداشته شد...یه همچین کارایی هم می کردم من..خدا بیامزتش..بعدها خبردار شدم که فوت کرد...همیشه جمعه ها واسش فاتحه می خونم... +نیلی فر از لحاط تولید محتوا اگه حرفم چیزی واسه محتوا داشته باشه...