دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

لیکن ای افسوس من ندیدم عاقبت در آسمان شهر رویا ها نور خورشیدی زیر پایم بوته های خشک با اندوه می نالند چهره خورشید شهر ما دریغا سخت تاریک است خوب میدانم که دیگر نیست امیدی نیست امیدی محو شد در جنگل انبوه تاریکی چون رگ نوری طنین آشنای من قطره اشکی هم نیفشاند آسمان تار از نگاه خسته ابری به پای من من گل پژمرده ای هستم چشمهایم چشمه خشک کویر غم تشنه یک بوسه خورشید تشنه یک قطره شبنم

1391/03/13 - 10:20 در فـــروغ فـــرخــزاد
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)