دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اسفند : یك روز اتفاقی چشمت به پیر زن همسایه می افته و ناخودآگاه عاشقش میشی و موضوع رو به مامانت میگی اما اونا مخالفت می كنن و میگن این سن مامان بزرگتو داره اما تو میگی مهم عشق و تفاهمه كه ما داریم سن و سال كه مهم نیست و با مخالفت شدید پدر و مادر با هم ازدواج می كنین اما شب عروسی عروس از شدت خوشحالی سكته می كنه و می میره.

1391/03/16 - 13:01 توسط موبایل در لطفا لبخند بزنید
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)