دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پس از سالها دختر کبریت فروش را دیدم،بزرگ و زیبا شده بود... به او گفتم: کبریت هایت کو ؟! میخواهم این سرزمین را به اتش بکشم... خنده تلخی کرد و گفت: " کبریت هایم را نخریدند..." سالهاست که تن می فروشم میخری؟؟؟؟

1391/03/16 - 20:38
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)