دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آید آن روز که خاکِ سر کویش باشم / ترکِ جان کرده و آشفتۀ رویش باشم

1391/03/19 - 19:14 در مشاعره
40 ديدگاه
محمد حسین

من و مست و تو دیوانه مارا که برد خانه/صدبار تو را گفتم کم خور دوسه پیمانه

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 19 ساعت و 20 دقيقه قبل
باران بهاری

مستور و مست هر دو چو از یک قبیله اند / ما دل به عشوۀ که دهیم اختیار چیست

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 19 ساعت و 17 دقيقه قبل
محمد حسین

تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو /پرده ی غنچه می درد خنده ی دلگشای تو

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 19 ساعت و 13 دقيقه قبل
باران بهاری

گفتم که دلم هست به پیش تو گرو

دل بازده ؛ آغاز مکن قصۀ نو

افشاند هزار دل ز هر طرۀ زلف

گفتا که دلت بجوی و بردار و برو

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 19 ساعت و 11 دقيقه قبل
محمد حسین

وقتی که دلم به بوسه ای قانع شد/ در راه اراده ی خودش قاطع شد/ قانون اساسی دلم گفت ببوس/ شورای نگهبان لبت مانع شد

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 19 ساعت و 9 دقيقه قبل
باران بهاری

ای لب رطبی که چشمهایت زیتون...

پرورده و ابرو خم و مو گندم گون

گفتی که چرا لب تورا می خواهم؟

فرموده علی (ع): "شیعتنا تمریّون"

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 19 ساعت و 7 دقيقه قبل
محمد حسین

نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری/ حلقه ی اوراد گل دفتر فرزانه شد

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 19 ساعت و 6 دقيقه قبل
باران بهاری

ساقی دل نرگس شهلای تو / مستی جان از می مینای تو

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 19 ساعت و 2 دقيقه قبل
محمد حسین

وقتی دل سودایی می رفت به بستان ها/ بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان ها

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 19 ساعت قبل
باران بهاری

دل از من برد و روی از من نهان کرد / خدا را با که این بازی توان کرد

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 58 دقيقه قبل
محمد حسین

داشتم دلقی و صد عیب مرا می پوشید / خرقه رهن می مطرب شد و زنار بماند

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 56 دقيقه قبل
باران بهاری

رندى حافظ نه گناهي ست صعب / با كرم پادشه عيب پوش

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 54 دقيقه قبل
محمد حسین

شب که در بستم و مست از می نابش کردم/ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 52 دقيقه قبل
باران بهاری

ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند

بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند

زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم

غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 50 دقيقه قبل
محمد حسین

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس/ که چنان زو شده ام بی سر و سامان که مپرس

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 48 دقيقه قبل
باران بهاری

دلم در كار آن زلف پريشان است و مي ترسم

كه آخر در پريشــــاني به رسوايي كشد كارم

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 47 دقيقه قبل
محمد حسین

می خواه و گل افشان کن از دهر چه می جویی / این گفت سحرگه گل بلبل تو چه میگویی

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 45 دقيقه قبل
باران بهاری

شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست

صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 41 دقيقه قبل
محمد حسین

تا تو را دیدم ندادم دل به کس/ عاشقم کردی به فریادم برس

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 41 دقيقه قبل
باران بهاری

ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی

دردی ست درین سینه که همزاد جهان است

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 39 دقيقه قبل
محمد حسین

تیر روانه می رود سوی نشانه میرود/ ما چه نشسته ام پس شه ز شکار میرسد

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 37 دقيقه قبل
باران بهاری

شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان

که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت

گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 35 دقيقه قبل
محمد حسین

نازها زان نرگس مستانه اش باید کشید/هر که جعد سنبل و روی صنوب بایدش

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 34 دقيقه قبل
باران بهاری

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 33 دقيقه قبل
محمد حسین

الا ای آهوی و حشی کجایی / مرا با توست چندین آشنایی

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 29 دقيقه قبل
باران بهاری

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی

گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 24 دقيقه قبل
محمد حسین

شد حلقه قامت من تا بعد از این رقیبت/ ما را دگر نراند هرگز به هیچ بابی

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 22 دقيقه قبل
باران بهاری

ديده ام زلف پريشان تو در چنگ رقيب

بي سبب نيست كه شب خواب پريشان بينم

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 18 دقيقه قبل
محمد حسین

ما را نبود طاقت برخاستن از جای/ چو داغ به هرجا که نشستیم .نشستیم

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 15 دقيقه قبل
باران بهاری

میروی و گریه می آید مرا

اندکی بنشین که باران بگذرد

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 13 دقيقه قبل
محمد حسین

درد تاریکیست درد خواستن / رفتن و بیهوده خود را کاستن/ سر نهادن بر سیه دل سینه ها/ سینه آلودن به چرک کینه ها

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 10 دقيقه قبل
باران بهاری

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی

دل ز تنهایی به جان آمد، خدا را همدمی

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 8 دقيقه قبل
محمد حسین

یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب/ بود آیا که فلک زین ذوسه کاری بکند

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 5 دقيقه قبل
باران بهاری

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 4 دقيقه قبل
محمد حسین

ما را همه شب نمی رود خواب/ ای خفته ی روزگار دریاب/ در بادیه تشنگان بمردند/ وزحلّه به کوفه می رود آب

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 18 ساعت قبل
باران بهاری

وصال دولت بیدار ترسمت ندهند

که خفته ای تو در آغوش بخت خوابزده

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 17 ساعت و 57 دقيقه قبل
محمد حسین

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند / وانکه اینکار ندانست در انکار بماند

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 17 ساعت و 54 دقيقه قبل
باران بهاری

با هرکه گفتم این غم دیرینه باز گفت

تنها توئی که محرم اسرار مانده ای

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 17 ساعت و 52 دقيقه قبل
محمد حسین

یا رب آن مونس جان محرم اسرار کجاست/ وان طبیب دل بی طاقت بیمار کجاست

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 17 ساعت و 50 دقيقه قبل
باران بهاری

تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول / جانم بسوخت آخر در کسب این فضائل

14 سال و 3 ماه و 20 روز و 17 ساعت و 45 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)