دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به اتفاق استادم به يک مهموني دعوت شده بودم . همينطور که به جمع مهمونها نگاه مي کردم از استادم پرسيدم . راستي يک سوال ؟ چطور ميشه بين اينهمه آدم تو جامعه دوست و دشمن رو شناخت ؟ کمي تامل کرد و با لبخندي گفت گفت : جوابش خيلي ساده ست ! راه داره ! ميخواي بدترين دشمنت و بهترين دوستت رو در اين جمع بهت معرفي کنم ؟ بهت زده بهش گفتم : مگه چنين چيزي ممکنه ؟ استاد گفت بله يک روش پيچيده ولي آسون داره ، تو قلبت نيت کن و چشمات رو ببند . بعد با انگشت به يکي از جهات اشاره کن . من که از اين روش جواب گرفتم .با ناراحتي گفتم : داري منو سرکار ميذاري ؟ با لبخند گفت : البته که نه !گفتم :گفتم : مشکلي نداره ، پس الان امتحان مي کنيم . چشمهام رو بستم و نيت کردم بزرگترين دشمنم رو در اون مهموني بشناسم و نا خوداگاه با انگشت اشاره به روبرو و سمت راست اشاره کردم . وقتي چشمهام رو باز کردم از ديدنش جا خوردم ... !استاد گفت : در قضاوت عجله نکن ! بگذار انگشتات رو ببينم . يکي از انگشتات نفر رو برويي رو نشون ميده و يکي از انگشتهات راي ممتنع داده و سه تاشون هم دارن خودت رو نشون ميدن .خب با اکثريت آرا تصويب شد ، خودت ... بله

1391/03/21 - 00:26
1 ديدگاه
یاس محمدی

خودت کسي هستي که بزرگترين ضربه ها رو ازش خوردي!
و نکته ديگه اينه که : خودت هم ميتوني بهترين دوست خودت باشي ! بستگي به خودت داره ...و من هنوز مات و مبهووت به انگشتهام نيگاه ميکردم ... انگشتهايي که داشتند من رو نشون ميدادند!

14 سال و 3 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 2 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)