روايت اين بود كه هر وقت پيامبر اكرم حضرت محمد صل الله عليه و آل به خانه دخترشان ميرفتند اول از همه حال مولايمان علي رو جويا ميشدن يك روز پيامبر وارد خانه دخترشان شدند و از حال علي عليه اسلام چيزي نپرسيدند ، حضرت فاطمه خيلي ناراحت شدند و گمان كردند كه خدايي ناكرده از علي عليه اسلام خطايي زده كه پيامبر اسم مبارك ايشان رو نبردن پيامبر كه حال فاطمه رو فهميد پرسيد چه شده دخترم چرا ناراحتي ، چرا آشفته شدي حضرت فاطمه فرمودند ، پدر جان هر موقع كه وارد خانه ما ميشدي اول از همه حال پسر عموي مرا ميپرسيدي چه شده كه امروز از علي اسمي نبردي پيامبر فرمودند : دخترم امروز كه وارد خانه شما شدم وضو نداشتم و من بي وضو اسم علي رو نمي برم