دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در وجود من گرگی خوابیده ، که با درد‌های من بیدار میشود و تنها فکری که در سر دارد ، دریدن است و دریدن و دریدن درد درد درد و جعبه ی خالی‌ِ قرص زیرِ تخت یک نفر تمامِ شب نالیده که در خواب میله ی زندان تازیانه یک جلاد را دیده یک نفر آرامش را گلوله کرده ماشه را بی‌ خیالِ زندگی ‌ چکیده یک نفر درد کشیده درد کشیده تمامِ شب نالیده که صبح ، در دو چشمش ، یک گرگ خوابیده نگاه‌های دزدانه دزد های نگاه تردید تردید ترس ترس از نزدیک شدن به هم ترس از نزدیک شدن به من ترس از گرگی که بیدار می‌‌شود ... و می‌‌درد و می درد و می درد من از آن دسته آدم‌هایی‌ هستم که اگر بخوابم ... بی‌ خطر ترم ....!

1391/03/23 - 13:57 در سیاه مشق های یک دیوانه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)