میخوام ی اعترافی بکنم:چند روز پیش رفتیم خیابون ی کم گشت بزنیم ک ی دختره داشت ب طرف ما میومد.ناکفته نماند ک قبلا هم دیده بودمش.خیلی دختره پر روییه.همش در پی انداختن تیکه ب پسرای بیجارست.خلاصه من بادوستام شرط بستیم ک هرکی روشو کم کنه ی جایزه مشتی میبره.منم وا3 اینکه کم نیارم ی گل رز از داخل بلوار کندم و روشو حسابی فلفل قرمز ریختم.بعدش چشتون روز بدنبینه گل رو رفتم دادم بهش.بیچاره اونم مثل این گل ندیده ها گرفتش وبوش کرد.ی دفعه چنان قرمز شده بود ک اگه میترکید مثل بمب هیروشیما تمام ایران رو نابود میکرد.بیچاره شروع کرد ب گریه کردن.ولی آخرش جایزه رو بردم.اما الان ک فکرشو میکنم دلم براش میسوزه.امیدوارم ک منو ببخشه...:قربون همتون"
1391/03/24 - 16:04 در
اعترافگاه