جان ميگذارم به پاي تو كه بهشت ،لياقت گوشه چشمت را ندارد و خدايت به تو بالاتر از بهشت را مژده داده است . حرير نگاه تو دل و جانم را ربوده است. من با تو نفس كشيده ام مادر . تو جان شيرين در كالبد مني. نمي شود بدون تو عاشقانه گريست ، بدون تو مستانه خنديد. نمي شود صدايت را بشنوم و تا اوج بال و پر نگشايم. عزيز خاموشم، وقتي از تازيانه زمان رخت پائئزي است، دستانت بوي گل دارد بوي گلاب بوي بهار. ميلاد من، لحظه تولد عشق جاوداني بود ميان من و تو . نبض من هميشه با نواي لالايي تو مي زند اي گل احساسم. پروانه اي هستم در پيله محبت تو اسير. اي تنديس مهر ، كاش سفر نميكردي كاش
1391/03/25 - 21:12 در
مادر...