دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

saghar
saghar
sagharshahi

بشنو حرفامو ماماني .

1391/03/25 - 21:23 در مادر...
2 ديدگاه
saghar

همه جا تاريك است، نمي بينم كه چه مي نويسم، اما مي دانم كه چه مي خواهم بنويسم، از تو مي نويسم، از نگاه تو، از حرفهايت، از حضورت، از ... براي تو مي نويسم، براي چشمهايت، براي لب هايت، براي ... به تو مي انديشم، به تو تقديم مي كنم، به تو سلام مي كنم، حياط عاشقي امشب چقدر خلوت است، هيچ رهگذري عبور نمي كند، صداي گريه و زمزمه نمي آيد، امشب عاشقي غريب است. آرام در حياط عاشقي قدم مي زنم. دوست دارم همين جا نوشته ام را تمام كنم، دوباره احساس مي كنم كه كلمات ديگر هيچ تاب و تواني براي احساسات من ندارند .

به داد دلم برس ماماني . بدجور بي تابت شده به خدا.

ديروز سر مزارت آروم و قرار نداشتم . عجيب دلم پر بود ديروز.دل آسمون هم پر بود. يه لحظه صداي ناله دل من با غرش آسمون يكي شد . يك دفعه دل هر دومون شروع به باريدن كرد.من گريستم و آسمون باريد.من ناله كردم و آسمون غريد.سنگ مزارت ديروز چه برقي ميزد ماماني. با اشك چشام شستم برات . مامانييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي

14 سال و 3 ماه و 6 روز و 22 ساعت و 29 دقيقه قبل
ツ سارینا ツ

ماماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان

14 سال و 3 ماه و 6 روز و 22 ساعت و 27 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)