دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فکر می کرد آسمون یه جایی به زمین می رسه. می گفت وقتی بزرگ شدم یه ماشین می خرم میرم میرم میرم تا بتونم دستم بکشم به آسمون. وقتی بزرگ شد دید دلش همون آسمونه نه ماشین داره و نه دستش به دلش می رسه. رفت روی کوه توی یه شبی که هوا تاریک بود. تو هم کنارش بودی دلش بودی. کنارش و دستش به دلش می رسید اما دست نزد .گفت بزار این آرزو هم یه خاطره بشه و تو شدی خاطره ی اون آسمون کودکی هاش.

1391/03/28 - 12:14
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)