دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گنجشککی به خدا گفت : لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم، سرپناه بی کسیم بود، طوفان تو آن را از من گرفت کجای دنیای تو را گرفته بودم؟ خدا گفت ماری در راه لانه ات بود ، تو در خواب بودی ، باد را گفتم لانه ات را واژگون کند ! آنگاه تو از کمین مار پر گشودی! چه بسیار بلاها که از تو به واسطه محبتم دور کردم و تو، ندانسته به دشمنیم بر خاستی....

1391/03/28 - 17:04
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)