مگر ستاره ی شب ِ سیاه تو نبوده ام!؟ تو ماه من نبوده ای و ماه تو نبوده ام !؟ نبودن و ندیدنت عذاب می دهد مرا و فکر اینکه عشق دلبخواه تو نبوده ام نشسته شانه ها ی من به پای اشک ها ی تو مگو که هیچ وقت ، تکیه گاه تو نبوده ام برو ؛ ولی قبول کن ! به باد داده ای مرا خیال می کنم که در پناه تو نبوده ام مرا رها کن و بگو به هر که دوست داری اش : بهانه ی قشنگ اشتباه تو نبوده ام ! بگو نمی شناسی ام ! بگو ندیده ای مرا ! بگو مسافر غریب راه تو نبوده ام ! سکوت کرده ای و شب ، مرا شکسته در خودش چگونه باورم شود که ماه تو نبوده ام ؟
1391/03/29 - 18:39 در
پارادوکس