دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

این اسمسو پارسال داداشم برام خوند خیلی خوشم اومد خواستم برای هم بزارم.....

1391/03/30 - 11:40 در دوره
1 ديدگاه
۝۝۝ ۝۝۝MilAD

یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ما دوره گرد

داد میزد کهنه قالی می خریم

دست دوم، جنس عالی می خریم

کاسه و ظرف سفالی می خریم

گر نداری کوزه خالی می خریم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقاً مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت: آقا سفره خالی می خرید؟

14 سال و 3 ماه و 16 روز و 3 ساعت و 4 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)