دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عصرای تابستون که می شد از مامانم اجازه می گرفتم تا بگم و بیان خونمون و با هم خاله بازی کنیم ؛ ایوونمون بزرگ بود ؛ شاید 3 تا گلیم 9 متری کُلّشو می پوشوند؛ حوض آبی ِ توی حیاط رو پر از آب می کردیم و پاهامونو تا زانو میذاشتیم تو آب .... .

1391/03/30 - 14:32 در تابستانه
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)