دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پسرک است، به طرف یخچال می رود، در یخچال را باز می کند... عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند پسرک این را می داند، دست می برد بطری آب را بر می دارد کمی در لیوان می ریزد... صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم ... این را می داند که پسر کوچولویش چقدر شده است...

1391/03/30 - 18:00 در چهار راه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)