دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رفتم نشســـــتم کنارش گفتم : برای چـــ ــ ـــ ی نمیری گـُلات رو بفروشے ؟ گفت : بفروشـــــم که چے ؟ تا دیروز مے فروختم که با پولش آبجے مو ببرم دکتر دیشب حالش بد شد و مُرد ، با گریه گفت : تو می خواســـــتے گـُل بخرے ؟ گفتم : بخرم که چے ؟ تا دیروز می خریـــ ــ ـــ دم برای عشقم امروز فهمیدم باید فـــــراموشش کنم...! اشکاشـــــو که پاک کرد ، یه گـل بهم داد گفت :بگیر باید از نـــــو شروع کرد تو بدون عشـــ ــ ـــ قت ، من بدون خواهـــــرم ..

1391/04/04 - 21:31
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)