دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت* زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت* چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم* آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت* روز میلاد ، همان روز که عاشق شده بود* مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت* او کسی بود که از غرق شدن می ترسید* عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت* هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد* پسری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت

1391/04/06 - 07:50 در دوره
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)