حلالم کن دارم میرم چقد این لحظه دلگیره گناهی گردن ما نیست همش تقصیر تقدیره نگاهم کن لحظه ی رفتن چه تلخه این هم آغوشی چه وحشتناکه دل کندن چقدر سخته فراموشی پر از بغضم پر از گریه پر از تلخی و شیرینی حلالم کن دارم میرم منو هرگز نمی بینی حلالم کن اگه دستام به دستای تو عادت کرد آخه دنیای عاشق کش به ما دو تا خیانت کرد کلاف آرزوهامو چرا هیچکی نمی بافه برای ما دو تا عاشق جدایی دور از انصافه تمام سهم من از تو فقط همین اشکامه تمام سهم تو از من یه عشق بی سرانجامه تو بارونی ترین ابری من از پاییز لبریزم چه معصومانه میباری چه مظلومانه میریزم