دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جلو خونه خالم اینا بودم ،دیدم دختر خالم از خرید اومده و داره میاد سمت خونه ...دیدم وسایلش زیاده گفتم کمکش کنم ... رفتم سمتش میگم: مریم جون ، خسته نباشی ، بده یه سری وسایلو من میبرم بالا . یهو برگشت گفت برووو ، از من دور شوووو ... من گفتم چرا خُب ؟!!!! گفت دوست پسرم تا اینجا منو رسونده ،الانم از سر کوچه داره نگام میکنه !! من گفتم من پسرخالتم ، بهش بگو خب !! گفت بهش بگم مبگه هر عنی که میخواد باشه باشه !! من

1391/04/10 - 23:08
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)