دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من از اون کوه غرورت از لبای سوت و کورت از حضور بی تفاوت از نگاه بی عبورت واسه همیشه خستم رو به تنهایی نشستم گوش بده به حرف قلبم تا ببینی که شکستم گرمی دستمو بردی منو به گریه سپردی در جواب شِکوِه گفتی چوب عاشقیتو خوردی سرد و خشک و بی بهاری واسه من عشقی نداری رو تن شیشه ای من مثل سنگی که میباری انتهای این حکایت گریه و بغض و شکایت سهم من از تو همین بود غصه های بی نهایت

1391/04/11 - 05:32
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)