مهربان معبودم حضور تو شيرين است ميان غصه هايم ... الهي ، من بي تو در آستانه تنهايي ايستاده ام ، همه درهاي جهان بي تو به رويم بسته خواهد شدپس اجابتم کن ! الهي ،از هيچ قدرتي جز تو ياري نميگيرم ، مهربانم ! کمکم کن ، من تو را ميخواهم ،تنها تو را ... اي مهربانترين مهربانان ميدانم دستهاي سبزت هميشه پشت و پناهم است وقتي دلم تنها و گرفته است ،وقتي دلم غريب و در بهانه است ، وقتي اشکهايم مجالي به من نميدهندو دلتنگي ام را آشکار ميکنند فقط تو را ميخوانم و بس ... معبودم ! اميد ميشوي وقتي از همه کس و همه چيز نااميدم ، مرا به سوی خود میخوانی در حالی که بندگانت مرا از خود می رانند خداوندا ،تو برايم همه چيز ميشوي حتي وقتي که حس غربت اشکهايم ،غريبي مهتاب را ميسوزاند ... خدايادستان کوچک و ناتوان بندگانت را بگير و هيچ وقت رهايمان نکن که تو تنها همدم تنهايي خاموش انسانهايي اي کسي که هميشه مواظبم هستي براي همه چيز متشکرم