چگونه سر بالا بگیرم و به درگاهت بیایم و بگویم: الهی العفو ... که عفو و بخششت را می طلبم اما باز هم جلوی نفسم را نمی گیرم ؟ چگونه شرمسارت نباشم در حالیکه هر چه جور و جفا از من می بینی باز هم رشته ی مهر و دوستی ات را نمی گسلی و رهایم نمی کنی؟ چگونه ادعای بندگی کنم در حالیکه خود می دانم عبد تو نبودم و بنده ی نفس بودم؟ اما مهربان خالقم! تنها چیزی که می توانم بگویم این است که با همه ی شرمندگی هایم ادعا می کنم که بنده ی تو هستم و تنها کلامی برایت بگویم که نکند عمر به سر آید و این کلام را نگفته باشم خدایا! ساده بگویم ... دوستت دارم خدایا قلبم تشنه نور و عشق توست هر روز به افكار و آرزوهایم بیا به رویاهایم، در خنده هایم و اشكهایم از سر رحمتت در فراموشی هایم پدیدار شو به عبادتم،به كار،زندگی و مرگم بیا خدایا .یاریم كن تا به این مقام برسم كه احساس كنم كه كسی از من غنیتر نیست زیرا از عشق و شادی برخوردارم یاریم كن تا به این مقام برسم كه فقط تو را داشته باشم و لطف و عشق تو مرا لبریز كند به این مقام برسم كه بگویم . بیا فقر، بیا درد وقتی كه خدا شه