دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چشماش برایم معصوم بود خیره اش بودم : اشکاش سرازیر شد ، نگاه آرومش بر روی زمین افتاد ! و من همچنان مات و مبهوت به او خیره شده بودم نگاه آرامش را بر روی صورتم احساس کردم ، نگاهی چنین ...... آرام رفت ....... برای همیشه ..... آدمی چه روزگار ساده و بی رحمانه تمام وجودم را ، ترانه سکوت شب های تنهائیم را از من گرفت و چه حکمی برایم در نظر گرفت روزگار ....... محکوم به تنهایی ابدی چه سخت است...... (( نا رفیق بودی برام آهای رفیق با مرام ))

1391/04/12 - 01:06
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)