دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در فصلی به شهر آمدم که ... نسیم های دروغین ... بوی پرهای سوخته را مزمزه می کردند ... و هیچ نسخه ای ... شربت «دوستی» را تجویز نمی کرد ... ! (محمد رضا عبدالملکیان)

1391/04/12 - 19:16 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

در فصلی به شهر آمدم
که جغد
طبیعی ترین پرنده!

بدبینی
طبیعی ترین کلمه!

و قلم کوچکم
عاجزترین بود
در بیان دردهای بزرگم!

14 سال و 2 ماه و 21 روز و 6 ساعت و 29 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)