دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

: یک جفت چشم آبی

1391/04/13 - 10:31 در چهار راه
2 ديدگاه
امیر کریمی

داستان درخصوص دختری جوان و زیبا با چشمان آبی به نام الفريد سوان‏كورت است که با پدر پنجاه‏ساله‏اش كه كشيش بخشى از شهر كاسل بوتول به‏نام اندل استو است، زندگی می کند .داستان با ورود جوانی به نام اسمت به منطقه با هدف تعمیر ومرمت سقف کلیسا آغاز می شود و ماجرای عاشقانه ای که میان دخترک روستایی و اسمیت شکل می گیرد ......کشیش که فردی مادی است تنها به استناد به نام بلند آوازه اسمیت اجازه می دهد ارتباط میان دخترش و اسمیت شکل صمیمی تری به خود بگیرد اما زمانی که درمی یابد اسمیت روستازاده ای بیش نیست ... ورق بر می گردد...بخش دیگر داستان به ورود فرد دیگری به نام نایت به روستا و برقراری رابطه عاشقانه ای دیگر با آلفرید رقم می خورد ..........

این درحالی است که اسمیت جوان در هند در تلاش برای رسیدن به ایده آَلهای مورد نظر آلفرید محبوبش است .........

14 سال و 2 ماه و 23 روز و 23 ساعت قبل
امیر کریمی

نویسنده به نحو زیرکانه ای مفهوم صداقت را زیر سوال می برد ."مطالعه اين داستان خواننده شكاك را به‏سوى نسبى بودن مفاهيم اخلاقى سوق مى‏دهد و وی را به اين حرف نيچه می رساند كه پديده اخلاقى وجود ندارد، هر آن چه كه هست، تفسير اخلاقى پديده‏هاست.

14 سال و 2 ماه و 23 روز و 23 ساعت قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)