دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عجيب بود نگاهش، شبيه باران بود فرشته ای كه دقيقاً شبيه انسان بود همان كه خانه آن ها پر از اقاقی هاست همان كه پنجره اش رو به سوی ايوان بود تمام خاطره هايش ميان يک گلدان‎ هميشه چشم قشنگش به چشم گلدان بود سلام…! پنجره اما دوباره تعطيل است هراس پنجره ها از هجوم توفان بود هزار واژه مرموز در سكوتش ماند سكوت مسئله دارش شروع پايان بود شما كه اهل سكوتيد، ساده می فهميد كه غرق جذبه چشمش شدن چه آسان بود ولی چه فايده وقتی بهار دستانش برای من كه خزانم، فقط زمستان بود.

1391/04/15 - 21:09 در دلتنگی...
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)