دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
چه زیبا دیدگانم اشک می ریزند
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 44 دقيقه قبلدر این آیینه ی صد رنگ
و از مجذور چشمان تو در محراب ابرویت
عجب رنگین کمان های قشنگی در نگاه من می آمیزند
تو مثل نور مشهودی
تو در عینی که در نزدیکی ذهن منی، دوری
تو مثل منظومه ی شمسی، پر از اوزان نورانی
تو مثل شعر منثوری
چه قدر از حجم اندوه تو می ترسم
چه قدر از شط گیسوی خروشانت
و مثل بره ای از شانه ی کوه تو می ترسم
به قدری دوستت دارم
که در اوج نمازم
لانه ی شاهین شبگرد قنوت توست
خمم از حسرتت اما
لبم مهر سکوت توست
و مثل کودکان تشنه لب در ظهر تابستان
نگاه حسرتم بر شاخه های سرخ توت توست
من از مهر تو کین خوردم
واز زلف تو چین خوردم
و از آن لحظه ای که پا نهادم در ره عشقت
زمین خوردم
چه شیرینم ز شوق اشتیاق تو
شدم بلبل،شدم مثل قناری قاری غربت
شدم یک واژه ی خونین
شدم یک آه سرگردان
شدم مطرود عالم در میان جاده های گنگ و بی پایان
به وصل بی کسی گویی رسیدم از فراق تو.
چرا بعضی برای عشق دل هاشان نمی لرزد؟
چرا بعضی نمی دانند که این دنیا به تار موی یک عاشق نمی ارزد؟
بیا از غربت آواز
بیا از دست های التماس عشق
بیا از روی دلداران خجل باشیم
در این دوران دوری ، عهد خاموش شکستن ها
در این دل برده دور دل بریدن ها و بستن ها
در این عصر شقایق کش
که من یک عمر با آوای خونین چکاوک زندگی کردم
ندیدم خواب شیرینی به چشم خسته ی فرهاد
ندیدم عاشقی یکرنگ
ندیدم پاک بازی پاک…
بیا با خود بیندیشیم
اگر روزی تمام جاده های عشق را بستند
اگر غم زد تمام واژه های مهربان ما
اگر یک روز نرگس از کنار چشمه غیبش زد
اگر یک شب شقایق مرد…
تکلیف شهادت چیست؟
ومن احساس سرخی می کنم چندیست

14 سال و 2 ماه و 18 روز و 9 ساعت و 9 دقيقه قبل
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 5 ساعت و 14 دقيقه قبل