خدایا.سلام...امممم...یادم نیست اخرین باری م اینطوری شده بودمو.و اینقدر جات تو زندگیم خالی بود....ک بخوام بغلم کنیو ارومم کنی......ک دوباره احساس کنم ک هستیو یک نفر هست ک برای من هست....و یک نفره ک دوستم داره هنوز......ک سلاح نگرفته دستش بی بهانه بهم حمله کنه.....ک خدا میخوام بگم...دوباره یادت افتادمو دوباره نیاز دارم بهت...هنوزم یک جایی توی وجودم هستی...فقط اینه که کمرنگ شده یکم .......با این وضع زندگیم خدا....خدا امشبو میشه سرمو بغل کنی..موهامو ناز کنیو بگی ببین بازم اخرش بنده ی خودمی هواتو همیشه دارم غصه نخور؟ب اغوش امنت نیاز دارم
1391/04/17 - 00:11 در
روزنوشت